خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: عنبر فاطمه عابدی، استاد زبان و ادبیات اردو در دانشگاه حقوق شهید ذوالفقار علی بوتو، کراچی، پاکستان، به مناسبت هفته وحدت، در گفتوگو با خبرگزاری مهر درباره اهمیت وحدت امت در شرایط کنونی جهان، نقش دانشگاهها در کاهش تنشهای فرقهای و نقش مراکز علمی در تبدیل هفته وحدت به یک جنبش علمی سخن گفته است. در ادامه، مشروح این گفتگو از نظر می گذرد؛
وحدت امت اسلامی را در شرایط کنونی جهان از چه منظری مینگرید؟
امروز وحدت امت دیگر صرفاً یک ضرورت دینی نیست، بلکه به یک ضرورت اساسی برای بقای جهان اسلام، حفظ عزت و ایفای نقشی مؤثر در عرصه جهانی تبدیل شده است. فاجعه فلسطین این احساس را در ما ایجاد میکند که اگر اختلافات ما از حدود علمی فراتر رفته و به تقسیم و بیاعتمادی متقابل تبدیل شود، قدرت جمعی ما تضعیف خواهد شد.
پیام قرآن کریم روشن است: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا». این آیه، مفهوم وحدت را به معنای یکسانسازی مطرح نمیکند، بلکه دعوت به یک پیوند جمعی است که انسانها را با وجود اختلافات، به یکدیگر مرتبط نگه دارد.
نکته مهم دیگر این است که اختلافات فقهی و فکری بخشی از تاریخ ما هستند؛ مسئله اصلی اختلاف نیست، بلکه تبدیل اختلاف به نفرت و دشمنی بر اساس ملت، مذهب، زبان، رنگ و نژاد است.
امروز تمامی مسائل مهم امت اسلامی، از جمله مسئله فلسطین، اقتضا میکند که کشورهای اسلامی و جوامع مسلمان، بهعنوان یک ملت، برای منافع جمعی و بر سر اولویتهای مشترکی همچون عدالت، کرامت انسانی، آزادی، حاکمیت، صلح و حمایت از مظلوم گرد هم آیند. این وحدت نه از طریق شعارها، بلکه از طریق راهبردهای مشترک علمی، حقوقی، دیپلماتیک، اقتصادی و ارتباطی ایجاد خواهد شد.
بنابراین، من وحدت امت را نه به معنای «پایان دادن به اختلافات»، بلکه به معنای قرار دادن اختلافات در چارچوب فرهنگ، احترام و هدف مشترک میدانم. بر اساس حدیث رسول اکرم (ص)، مسلمانان همچون یک پیکر هستند؛ اگر عضوی از این پیکر دچار درد شود، تمام پیکر درد را احساس میکند. بنابراین، مسئله فلسطین صرفاً یک مسئله مربوط به یک کشور نیست، بلکه مسئلهای مرتبط با غیرت جمعی و ارزش مشترک امت اسلامی است. از همین رو، صدای مظلومان فلسطین باید در هر بستر و در هر سطحی، بهعنوان بازتاب مقاومت به گوش برسد.
از نظر شما، مراکز علمی و دانشگاهها چگونه میتوانند در کاهش فاصلههای فرقهای نقش مؤثری ایفا کنند؟
امروز مشکل این است که بهطور معمول این تصور در ذهن ما تقویت شده که دانشگاهها، چه دولتی و چه خصوصی، صرفاً وسیلهای برای دریافت مدرک هستند؛ در حالی که واقعیت این است که این مراکز علمی، در کنار ترویج علم، میتوانند به بهترین مراکز تربیتی نیز تبدیل شوند؛ جایی که شکلگیری ذهن و شخصیت نیز باید در آن صورت گیرد. به بیان دیگر، این دانشگاهها سازنده آینده هر جامعه هستند.
اگر بخواهیم به نسل آینده، در جایگاه دانشجو، محیطی مبتنی بر وحدت، تحمل، بردباری و سنت گفتوگو در برابر تقسیمات فرقهای، تعصب و گروهگرایی بدهیم، این کار باید پیش از مسجد یا منبر، از کلاس درس و دانشگاه آغاز شود.
این نکته نیز اهمیت دارد که دانشگاههای پاکستان این ویژگی را دارند که جوانانی از مناطق، زبانها، فرهنگها و مکاتب فکری مختلف، در یک کلاس درس در کنار یکدیگر به تحصیل میپردازند. اگر با این تنوع، بدون تعصب و به شیوهای علمی برخورد شود، همین اختلاف میتواند به جای ایجاد فاصلههای نظری، موجب گسترش فکری شود.
در دانشگاه، در سطوح مختلف دانشکده و گروههای آموزشی، وظیفه استادان این است که با شیوه بیان، کلمات، رفتار و دیدگاههای خود، به جای برتری دادن یک مکتب فکری بر مکتب دیگر، عناصری همچون مدارا، وسعت نظر و بردباری را در شکلدهی ذهن دانشجویان بهطور ضروری بگنجانند؛ بهگونهای که آنان در صورت وجود اختلاف نظر، توانایی شنیدن دیدگاه طرف مقابل را با بردباری داشته باشند. باید به دانشجویان فهمانده شود که اگر اختلاف نظری وجود دارد، باید با استدلال و احترام مطرح شود.
برای این هدف، گفتوگوهای علمی میان مذاهب، پروژههای پژوهشی مشترک، حلقههای مطالعاتی، سمینارها، مناظرهها و پروژههای مشترک اجتماعی و رفاهی دانشجویان میتوانند بسیار مؤثر باشند.
در اینجا این نکته نیز اهمیت دارد که اختلاف نظر، دشمنی نیست و درک دیدگاه طرف مقابل، به معنای دست کشیدن از موضع خود نیست. اگر یک دانشجو یاد بگیرد که دیدگاه مکتب فکری دیگری را مستقیماً بشنود و درک کند، بسیاری از تعصباتی که معمولاً بر اثر فاصله، شایعات و اطلاعات یکجانبه ایجاد میشوند، خودبهخود از بین خواهند رفت. از این رو، من معتقدم که پایدارترین مسیر وحدت امت، گفتوگوی علمی است و قویترین محل برای شکلگیری گفتوگوی علمی، دانشگاه است.
اگر بتوانیم در دانشگاههای خود محیطی ایجاد کنیم که در آن به استدلال با استدلال، به اختلاف با احترام و به نفرت با گفتوگو پاسخ داده شود، نهتنها دانشجویان بهتری تربیت خواهیم کرد، بلکه شهروندانی کارآمد نیز پرورش خواهیم داد که در آینده در دادگاهها، پارلمان، رسانهها، عرصه پژوهش و نهادهای دولتی، به جای فرهنگ تفرقه، فرهنگ اتحاد، عدالت و مسئولیت جمعی را پیش ببرند.
به بیان دیگر، همینجاست که دانشگاه میتواند به یک مرکز عملی برای تربیت در مسیر وحدت امت تبدیل شود.
برای تبدیل هفته وحدت از صرفاً یک مناسبت دینی به یک جنبش فکری و اجتماعی مستمر، مراکز علمی، دانشگاهها و قشر اندیشمند پاکستان باید به سوی چه اقدامات عملی حرکت کنند؟
از نظر من، بزرگترین مشکلی که در این زمینه با آن مواجه هستیم این است که هفته وحدت را صرفاً مجموعهای از برنامههایی میدانیم که در سطوح مختلف برگزار میشوند، نه یک فرایند مستمر. هفته تمام میشود، برنامهها تمام میشوند، اما مطالبه واقعی وحدت پس از آن آغاز میشود. بنابراین، باید هفته وحدت را نه نقطه پایان، بلکه نقطه آغاز فعالیتهای فکری و اجتماعی در طول تمام سال قرار دهیم.
در دانشگاهها باید انجمنهای پژوهشی دائمی وحدت امت و مراکز گفتوگوی میان مذاهب ایجاد شود تا اندیشمندان و جوانان مکاتب فکری مختلف در طول سال درباره موضوعات مشترک به پژوهش، گفتوگو و تبادل علمی بپردازند.
دوم، به جای محدود کردن وحدت به سخنرانیها و اجتماعات مذهبی، باید آن را به خدمت اجتماعی مشترک پیوند داد. هنگامی که جوانان مکاتب فکری مختلف برای آموزش، رفاه، خدمت به انسانها و حل مسائل ملی با یکدیگر همکاری کنند، با وجود اختلافات نظری، رفاقت و همکاری عملی شکل خواهد گرفت.
سوم، پژوهشهای باکیفیت، کتابها، مقالات سیاستی و محتوای دیجیتال درباره وحدت تولید شود تا وحدت از شعارهای احساسی فراتر رفته و به یک گفتمان جدی علمی و اجتماعی تبدیل شود.
و مهمتر از همه، در مقابله با نفرتپراکنی و تحریکگری در شبکههای اجتماعی، باید یک گفتمان وحدتگرای مدرن بر پایه علم، احترام، گفتوگو و ارزشهای مشترک شکل گیرد.


نظر شما